→ بازگشت به فهرست مقالات
تصویر مقاله اهمیت دلبستگی والد-کودک

اهمیت دلبستگی والد-کودک

دلبستگی ایمن، مراقب در دسترس و همدلی؛ کلید کمک به فرزند پس از تجربه‌های سخت.

ارتباط به مثابه داروملیسا گلدبرگ مینتز، دکترای روان‌شناسی بالینیتاریخ انتشار: ۱۴ ⁄ ۷ ⁄ ۱۴۰۱

شما کلید کمک به بهبود فرزندتان هستید.

نکات کلیدی

  • دلبستگی ایمن یکی از اصلی‌ترین منابع مقابله با پریشانی و ناراحتی است.
  • کودکان، از تأیید عاطفیِ مراقب اصلی خود به‌ویژه پس از تجربه رویدادی ناخوشایند، سود می‌برند.
  • والدین به‌طور منحصربه‌فردی توانایی کمک به بهبود کودکان پس از تجربه‌های آسیب‌زا را دارند؛ آن هم از طریق پاسخ‌دادن با همدردی، مراقبت و همدلی.

یک صبح بهاری، همسرم تصمیم گرفت دختر هجده‌ماهه‌مان را با کالسکه قرمز جدیدی که تازه هدیه گرفته بود، به گردش ببرد. او کالسکه را پشت سرش می‌کشید و با کفش‌های قدیمی‌اش که کف‌شان ساییده شده بود، در حیاط می‌دوید که ناگهان لیز خورد و افتاد. کالسکه واژگون شد و کودک نوپای ما به بیرون پرت شد و روی چمن افتاد و سرش به زمین خورد. او با گریه صدا زد مامان. من به‌سرعت به سمتش دویدم. اما به‌جای آن‌که برای بوسه یا آغوش دستش را به سویم دراز کند، با اضطراب به چمن اشاره کرد، چهار دست‌وپا روی زمین رفت، به‌آرامی سرش را به زمین زد و دوباره به من نگاه کرد. عزیز کوچک من که هنوز زبان باز نکرده بود، تلاش می‌کرد دقیقاً نشان دهد چه اتفاقی برایش افتاده است. چند بار دیگر هم این کار را تکرار کرد؛ عمیقاً می‌خواست تجربه ترسناک خود را برایم قابل‌فهم کند. وقتی کمی آرامش کردم و تجربه‌اش را با کلمات بیان کردم، آرام شد و نفس عمیقی کشید.

جان آلن (Jon Allen)، روان‌شناس و یکی از استادان من، روزی خلاصه‌ای ساده و روشن درباره مقابله با دردهای عاطفی بیان کرد که به این شرح بود: «بهترین راهی که برای کنار آمدن با درد عاطفی می‌شناسیم، ارتباط با کسانی است که نسبت به آن‌ها احساس دلبستگی ایمن داریم.» برای کودکان، قدرتمندترین رابطه دلبستگی اغلب با مراقب اصلی‌شان است؛ یعنی شما. به‌عنوان والد، شما در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار دارید تا به فرزندتان در بهبود از یک تجربه آسیب‌زا کمک کنید. لازم نیست به شکل شگفت‌انگیزی همدل باشید یا مهارت ویژهٔ درمانگری داشته باشید. تنها کافی است رابطه‌ای مبتنی بر دلبستگی ایمن میان خود و فرزندتان ایجاد کنید.

به صورت بنیادی، دلبستگی همان پیوند عاطفی‌ای است که با فردی دیگر برقرار می‌کنیم. همه ما در زندگی دلبستگی‌های متعددی داریم؛ به همسر، دوستان صمیمی، حتی همکاران. ما هرگز نیاز به روابط دلبستگی را پشت سر نمی‌گذاریم؛ هر زمان در شرایط دردناک قرار بگیریم، بهترین درمانی که داریم، همین ارتباطات است.

یکی از پژوهش‌هایی که قدرت رابطه دلبستگی را نشان می‌دهد، بررسی کرد که چگونه صرفاً گرفتن دستِ فردی که به او دلبستگی دارید، می‌تواند از مغز در برابر پریشانی محافظت کند. در سال ۲۰۰۶، عصب‌شناس جیمز کوآن (James Coan) و همکارانش زوج‌های خوشبختی را انتخاب کردند و آن‌ها را به آزمایشگاه آوردند. پس از توضیح کامل اینکه آزمایش شامل شوک‌های الکتریکی خفیف خواهد بود، شوک‌های ملایمی به همسران زن وارد شد. زنان در سه وضعیت قرار گرفتند: در یک گروه، زنان می‌توانستند هنگام شوک دست همسرشان را بگیرند؛ در گروه دیگر، دست یک مرد ناشناس از اعضای پژوهش را می‌گرفتند؛ و در گروه سوم، هیچ دستی برای گرفتن نداشتند. نتایج روشن بود: همان‌طور که احتمالاً حدس می‌زنید، زنانی که دست همسرشان را گرفته بودند بهترین وضعیت را داشتند و مغزشان کمترین واکنش تهدیدآمیز را نسبت به شوک‌های پیش‌رو نشان داد. زنانی که دستی برای گرفتن نداشتند، بیشترین پاسخ عصبیِ مرتبط با تهدید را تجربه کردند. اما موضوع فقط گرفتن دست نبود. در میان زنانی که با همسرانشان بودند، پژوهشگران دریافتند زوج‌هایی که رضایت بیشتری از رابطه زناشویی خود گزارش کرده بودند، حتی پاسخ استرسی کمتری نسبت به دیگران داشتند. نتیجه نهایی به این صورت است: دریافت آرامش و ارتباط از سوی چهره‌های اصلی دلبستگی، توانایی ما را برای تحمل پریشانی افزایش می‌دهد.

کودکانی که دچار آسیب روانی شده‌اند، بی‌تردید پریشانی بسیار بیشتری از زنی تجربه می‌کنند که از پیش اطلاع داشته است که در یک مطالعه قرار است شوک الکتریکی دریافت کند. این کودکان، بیش از هر زمان دیگری به دستی در دسترس و قابل اعتماد نیاز دارند. پس از یک تجربه بالقوه آسیب‌زا، ممکن است درک فرزندتان از خودش و جهان اطرافش متزلزل شود. وقتی کنار او می‌ایستید و برایش در دسترس هستید ــ به‌نوعی دستتان را به سویش دراز می‌کنید ــ به او می‌گویید که در این دوران گیج‌کننده و ترسناک تنها نیست. او فردی استوار و مورد اعتماد دارد که می‌تواند او را درک کند، از او محافظت کند و در این مسیر همراهش باشد.

درباره نویسنده

ملیسا گلدبرگ‌مینتز، دکترای روان‌شناسی بالینی، روان‌شناس بالینی است که در هوستون مطب خصوصی دارد و نویسنده کتاب «آیا کودک شما دچار تروما شده است؟» می‌باشد.

منبع متن اصلی: Psychology Today

مقالات دیگر